مقایسه پروتستانتیسم اسلامی در اندیشه اخوند زاده و علی شریعتی
این مقایسه را در چهار محور کلان انجام می دهیم
1. زمینه نظری و فکری
2. نسبت دین با عقل و تجدد
3. نسبت دین با روحانیت
4. راه حل های پیشنهادی برای اصلاح دینی
۱. زمینه نظری و فکری
شباهت ها
هر دو متفکر در بستر تاریخی ای ظاهر شدند که بحران مآغازیت دین سنتی و فروپاشی نظم سنتی در برابر
مدرنیته محسوس بود
هر دو تحت تأثیر تحولات غرب و تجربه پروتستانتیسم مسیحی بودند، به خصوصدر قیاس آن با نقشدین در
جهان اسلام
هردو روشنفکر اصلاح طلب به دنبال بازسازی اندیشه دینی برای پاسخ به نیازهای دوران خود بودند
تفاوت ها
آخوندزاده روشنفکری سکولار بود که پروژه خود را از بیرون دین پی ریزی می کرد؛ به همین دلیل، دین را مانع
تلقی می کرد و خواهان عقب نشینی آن از حوزه عمومی بود .(آخوندزاده، ۱۳۸۵ :ص ۴۲
را احیا کند و با زدودن انحرافات تاریخی، آن را « دین اصیل » شریعتی یک روشنفکر درون دینی بود که می کوشید
به ابزار رهایی انسان تبدیل کند (شریعتی، مجموعه آثار ۲،ص ۲۵۱
۲. نسبت دین با عقل و تجدد
شباهت ها
هر دو اندیشمند، بازخوانی انتقادی دین را ضروری برای پیشرفت جامعه اسلامی می دانستند
به عقل گرایی تازه، علم، و ایده های مدرنیته همچون دموکراسی، برابری، و آزادی توجه داشتند
تفاوت ها
آخوندزاده معتقد بود دین به صورت ساختاری ضدعقل و ضدپیشرفت است؛ لذا باید به تدریج جای خود را به
عقل و علم مدرن بدهد (همان،ص ۵۷
شریعتی بر آن بود که دین اصیل نه تنها با عقل و آزادی تعارضندارد، بلکه خود بستر رشد این مفاهیم است، اگر
از انحرافات تاریخی و طبقاتی (نظیر روحانیت متحجر و دستگاه های قدرت) پالوده شود (شریعتی، آثار ۱۳ ،ص
۸۱
۳. نسبت دین با روحانیت
شباهت ها
و سلطه تاریخی آنان بر دین بودند « روحانیت رسمی » هر دو منتقد سرسخت
نقد هر دو ناظر به طبقه ای شدن نهاد دین و سوءاستفاده از دین در جهت منافع طبقاتی و سیاسی بود
تفاوت ها
آخوندزاده خواهان حذف کلی نهاد روحانیت از جامعه و محدودسازی مفصل نقشآنان به مناسک فردی و عبادی
بود (آخوندزاده، ۱۳۸۵ :ص ۸۸
تقسیم کرد؛ اولی را نقد و دومی را تأیید « روحانیت آگاه » و « روحانیت سنتی » شریعتی روحانیت را به دو دسته
کرد. او حتی برای روحانیونی چون مطهری و بهشتی نقشانقلابی قائل بود (شریعتی، آثار ۱۷ ،ص ۱۹۲
۴. راه حل های پیشنهادی برای اصلاح دینی
شباهت ها
هر دو راه اصلاح دین را در بازاندیشی در متون و تجربه ی دینی می دیدند
را متناسب با شرایط مسلمانان پیشنهاد دادند « پروتستانتیسم اسلامی » هردو الگوی
تفاوت ها
سکولاریسم دقیق، حذف شعائر غیرعقلانی، آموزش ،« عقلانی کردن دین از بیرون » آخوندزاده راه حل را در
همگانی و کنارگذاشتن دین از سیاست می دید (همان،ص ۱۱۱
می دانست؛ او بازگشت به قرآن و سنت پیامبر، تلفیق عقلانیت « درون دین » شریعتی اصلاح دینی را پروژه ای از
و معنویت، و احیای دین در نقشاجتماعی و انقلابی را پیشنهاد کرد (شریعتی، آثار ۲،ص ۲۴۸ ؛ آثار ۱۳ ،ص ۸۵
خروجی گیری
هر دو اندیشمند علی رغم تفاوت های عمیق در جایگاه معرفتی و ایدئولوژیک در ضرورت نوسازی ساختارهای
دینی، نقاد روحانیت رسمی بودن، و تلاش برای مواجهه با مدرنیته اشتراک داشتند. تفاوت اصلی در این بود که
،آخوندزاده به دنبال حذف دین از عرصه عمومی بود، در حالی که شریعتی به دنبال احیای دین در قالبی مترقی
انقلابی و انسانی حرکت می کرد. آخوندزاده از پروتستانتیسم الهام گرفت تا دین را به عقب براند؛ شریعتی از
همان الگو الهام گرفت تا دین را جلو ببرد
منابع
آخوندزاده،میرزافتحعلی، ( ۱۳۸۵ )مکتوبات
شریعتی،علی،( ۱۳۸۳ )،مجموعه آثار
مقاله پروتستانتیسم و روح روشنفکری نوشته امین البرزی
برچسب:
نویسنده: میلاد زارعینیا