اردوغان وقتی از «تهدید بودن اقدامات اسرائیل در سوریه و لبنان برای ترکیه» صحبت میکند، در واقع فقط به بُعد نظامی نگاه نمیکند؛ بلکه این محور را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیک و انرژی در شرق مدیترانه میبیند.
بخش مربوط به سوریه برای آنکارا نسبتاً روشن است: نزدیکی جغرافیایی، مسئله کردها، و حساسیتهای امنیت مرزی.
اما «لبنان» بیشتر به یک نگرانی غیرمستقیم و بلندمدت انرژی-محور مربوط میشود:
اول اینکه ترکیه نگران است جنگ و درگیری در لبنان به تحولات پایدار در نقشه میادین گازی و مسیرهای دریایی شرق مدیترانه منجر شود. اگر اسرائیل در خروجی این وضعیت نفوذ یا کنترل عملی بیشتری بر سواحل و آبهای فراساحلی لبنان پیدا کند، این میتواند در آینده روی تعیین مرزهای دریایی و بهرهبرداری از منابع انرژی اثر بگذارد.
دوم، از نگاه آنکارا، شرق مدیترانه در حال شکلگیری یک بلوک انرژی رقیب است. همکاری رو به رشد میان Egypt و Cyprus (و در کنار آن یونان و اسرائیل) از قبل هم برای ترکیه یک نگرانی جدی بوده، چون این همکاریها مسیرهای صادرات گاز و پروژههای انرژی را به شکلی طراحی میکنند که ترکیه در آن نقش کمتری داشته باشد یا حتی جامعاً دور زده شود.
سوم، جنگ یا عملیات نظامی در لبنان میتواند این روند را تشدید کند: یعنی اگر اسرائیل به بهانه امنیت، «حوزههای حفاظتی» یا ترتیبات پایدار امنیتی در ساحل لبنان ایجاد کند، این وضعیت ممکن است به مرور به تثبیت کنترل عملی بر مناطق دریایی و منابع فراساحلی منجر شود. در چنین سناریویی، ترکیه نگران است که توازن انرژی منطقهای به نفع محورهای رقیب تثبیت شود.
جمعبندی دیدگاه آنکارا این است:
حتی اگر اقدامات اسرائیل در لبنان و سوریه ماهیت امنیتی داشته باشد، پیامد بلندمدت آن میتواند شکلگیری یک نقشه بهروز انرژی در شرق مدیترانه باشد—نقشهای که ترکیه را از معادلات اصلی گاز، خطوط لوله و صادرات انرژی کنار میگذارد.
برچسب:
نویسنده: میلاد زارعینیا