خرید بک لینک

جنبش اومانیستی

اراسموس و کوزانوس جنبش اومانیستی به راه انداختند.

و لوتر به دنبال اصلاح دینی بود.لوتر لکه گناه اولیه انسان ،باعمل به خیر،ازدامن او پاک نخواهد شد ،به عنوان مانعی بر سر فلاح او باقی خواهد ماند و تنها لطف الهی و مشیت تغییر ناپذیر او می تواند موجب رستگاری شود.

لوتر و دیدگاه های سنت ستیز

پیش از ان که لوتر بر پاپ شورش کند مناسبات حسنه ای میان لوتر و اراسموس برقرار بود و مسائلی مثل "برتری نص کتاب مقدس نسبت به سنت الهیات کلیسایی ،گسست از حکمت مدرسی و میل به دیانتی پالوده از ظواهر مناسک و تشریفات چونان حلقه واسطی انان را به یکدیگر پیوند می داد ."

طباطبایی ص 195

در بیانیه های اصلاح دینی ،سی رساله اهمیت بیشتری دارد

رساله نخست ، نوشته ای با عنوان در باره اسارت بابلی کلیساست که به سال 1520 تحریر شده و لوتر در ان به دیدگاه های خود در باره کلیسا معنا و جایگاه ان را اورده است.لوتر به پیکار با کلیسا و خروج بر پاپبود.

"از کتاب فروشان و نیز از خوانند گان خواهش می کنم ان چه من تاکنون در این باره به چاپ رسانده ام ،در اتش افکنند ، و تنها به این عبارت اکتفا کنند که مقام پاپی همانا نخجیرگاه پر سود اسقف رمی است."

جواد طباطبایی ص ÷179

لوتر در این رساله ایمان تنها را شرط رستگاری می دانست.در باره اصول دین بحث می کند و در نهایت ان ها را به اصل تعمید و عشای ربانی تقلیل می دهد.

رساله خطابه ای به اعیان مسیحی ملت المان

لوتر در این رساله کلیسا را زندانی دیوار سه گانه ای می داند که روحانیت مسیحی به دور دستگاه خلافت کشیده است.نخستین مانع ادعای متولیان کلیسا نسبت به براری مرجعیت معنوی بر اقتدار دنیوی است.

دومین دیوار ،دیوار ادعای مصونیت پاپ حتی در صورت ثبوت فسق او و اینکه کلیسا یگانه امانتدار کلام الهی و تنها مفسر ان است.

سومین دیواری که کلیسا در برابر امت پی افکنده و خود را پشت ان پنهان کرده ،دیوار حف انحصاری پاپ برای دعوت به نشست شورای کلیساست.

رساله کم حجم ازادی مومن مسیحی

نقادی تفسیری از الهیات سیاسی مسیحی است که اعتقاد به ولایت پاپ و کلیسا را شرط رستگاری می دانست.

حوزه جغرافیایی اصلاح دینی

بسیاری از متاهین نخست در المان و از ان پس در بخش هایی از فرانسه انگلستان و کشورهای اروپای شمالی به جنبش اصلاح دینی پیوستند.در میان انان کالون نقش مهمی در تدوین الهیات جدید ایفا کرد.این مساله انشعابی در میان امت عیسوی پدید اورد.

کتاب کالون اموزش دیانت مسیحی

این کتاب را اول به زبان لاتینی و ان گاه به زبان فرانسه بیان کرد.کالون نظریه ازادی مسیحی و نظریه کلیسا شناسی را ارائه داددر ازادی مسیحی .رستگاری ورای شریعت ،ازادی از یوغ شریعت و الوده نشدن به منطقه فراغ ایمان را اساس نظریه خود قرار می دهد.

نظریه کلسا شناسی

در این نظریه کالون روحا نیون رسمی و کلیسای رسمی را مورد انتقاد قرار می دهد.

اصلاح دینی کاتولیکی یا جنبش ضد اصلاح دینی

جنبش ضد اصلاح دینی صرف مخالفت با جنبش اصلاح دینی نبود بلکه سابقه ای در درون سنت کاتولیکی نیز داشت.

یسوئیان از جریان های متنفذ اعل سنت و جماعت بودند علیه بدعت اصلاح دینی بودند .ولی تحت تاثیر اصلاح دینی قرار گرفتند و در فهم انان از مسایل دینی تاثیر گذاشت.

تجدد خواهی فلسفی و مقابله با مفاهیم بنیادین اندیشه سنتی و نظام سنتی

دولابوئسی اندیشه سیاسی را ذر بیرون از الهیات مسیحی مطرح کرد.

بالتازار گراسیان یسوئی اسپانیایی نیمه نخست قرن 17

رساله ای کوتاه در اداب حزم

جان لاک و اندیشه مدارای دینی:مصالحه با سنت

نظریه پردازی در حکومت عرفی جدید در انگلستان و نویسنده رساله نامه ای در باره مدارا .دولت که لاک از ان respublica

تعبیر

می کند.

کانت و 1 با سنت :شالوده ای فلسفی برای مناقشه در سنت

با انقلاب کپرنیکی کانت در فلسفه اروپایی در سده هجدهم دوره جدیدی در مناقشه در سنت اغاز گردید.این انقلاب "در اغاز انقلابی در قلمرو معرقت شناسی بود اما به تدریج کانت اصول ان را به شاخه های دیگر اندیشه و موضوع انها بسط داد که اخلاق سیاست و دیانت از ان جمله بود."

طباطبایی ص243

کانت در مقاله روشنگری چیست در تجدد خواهی فلسفی شرکت کرده است.کانت اندیشمندی است که :"بر میراث اثدوگانه مکتب فلسفی دکارتی و اصلاح دینی المانی تکیه داشت ،شالوده ای فلسفی بر ای مناقشه بر سنت فراهم اورد و با تاسیس ایده الیسم المانی که فلسفه ازادی بود ،توا نست جدال با سنت و مرجعیت پاپ و کلیسا را از محدوده بحثی در قلمرو دینی به گستره اندیشه فلسفی انتقال دهد.وانگهی ،کانت ،مانند دیگر نمایندگان ایده الیسم المانی ،اصول فلسفه خود را به اندیشه دینی بسط داد و دیانتی را در محدوده صرف عقل تعریف کرد که عین عقل بود.بدین سان فلسفه کانت تنها انقلابی در معرفت شناسی نبود ،بلکه او توانست از مقدمات بحث فلسفی خود نتایجی پر اهمیت در اخلاق و سیاست بگیرد ."

طباطبایی ص 244

از نظر کانت "ارمان تاریخی روشنگری رهایی نیروی اندیشه انسان از بند رقیت و تقلید بود

"طباطبایی ص 244

"روشگری باید از ازادی از هر گونه پیشداوری شایع و نا اندیشیده در باره عالم و ادم و ماورای عالم و ادم اغاز می شود.هر گونه ایمان جزمی، هر گونه اعتقاد موروثی و تمامی باورهای از پیش داده و مفت به چنگ امده ای که محمل سوار شدن قیم ها بر توده صغیر به حساب امده اند باید از نو، ازادانه و نقادانه اندیشیده شوند."

سیاوش جمادی ،تاملی در سیر تاریخی بحث روشنگری و تناقضات دیدگاه ایمانوئل کانت،مهرنامه ،شماره نهم اسفند 1389،ص 184

و از این رو "روشن نگری خروج ادمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن خود،و نابالغی ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.به تقصیر خویشتن است ،این نابالغی ،وقتی که علت ان نه کمبود فهم ،بلکه کمبود اراده و دلیری در به کار گرفتن ان باشد بدون هدایت دیگری .دلیر باش در به کار گرفتن فهم خویش این است شعار روشن نگری ."

طباطبایی ص 244

اصطلاح نابالغی و رفع قیمومیت که از ارمان های ر وشنگری است-چنان که والتر اولمن توضیح داده است - از اصطلاحات سیاسی و حقوقی سده های میانه بود.

در اندیشه سیاسی سده های میانه ولایت شاه بر رعیت از باب ولایت بر صغیر و محجور به شمار می امد و رعیت فاقد توان وامکانات لازم برای افزودن به دانش خود بود ،اما شاه وظیفه داشت از محجورانی که قیمومت انان بر او سپرده شده بود ،پاسداری و سر پرستی کند.مصداق این سرپرستی جزئی از مفهوم گسترده ولایت بود و همین تلقی از مناسبات قدرت و فرمانروایی در همه سیاستنامه های ان زمان بازتاب پیدا کرده است."

طباطبایی ص 246 و نگاه کنید به :

walter ullma the individual l and society ،p.20

هم جنانکه سبب نابالغی ،جز در مواردی که شخص محجور باشد،فقدان اراده و دلیری در شخص است ،رفع قیمومت از خود نیز امری ارادی و فراورده ازادی انسانی است که برای استفاده از ازادی و با بهره گرفتن از عقل خود، سر از چنبر اطاعت کورکورانه بیرون می کند.مفهوم ازادی ،به گونه ای که در رساله روشنگری چیست ؟امده ،با مفهوم استقلال یا autonomieپیوند دارد که ازادی اندیشه و ازادی اند یشیدن در کانون ان قرار دارد.بدین سان هر فرد انسانی با ترک گهواره عادت تقلید از عقیده و تبعیت از اندیشه دیگری و با بهره گرفتن از استقلال عقل خو د ،جرات دانستن پیدا می کند و بند نابالقی به تقصیر خویشتن خود را از پای خود بر می کند."

طباطبایی ص 246

بندگی و نابالغی ارادی

کانت مانند لا بوئسسی ،بندگی ارادی را ذاتی انسان نمی داند ،بلکه در نظر او نیز بندگی و نابالغی امری ارادی در فرد و فراورده ئ نظام های تاریک اندیش و خودکامه ای است که بسیاری از مردم به ان خو می کنند تا خود را در رنج ازادی اندیشه و ازادی اندیشیدن گرفتار نکنند.خاستگاه تبعیت از اندیشه دیگران و گردن گذاشتن ارادی به ان تن اسانی و ترسویی است ،در حالی که سرشت انسان ، کارگیری فهم ،اندیشه ورزی ،شجاعت دانستن و مسئولیت است.اگر چه در قلمرو خصوصی هنوز عامه مردم -که نابالغی به طبیعت ثانوی انان تبدیل شده است -نمی توانند به همه الزامات جرائت دانستن تن در دهند ،اما در حوزه عمومی ،با اغاز دوران جدید و جنبش روشنگری ،روحیه ازادی و استقلال ،بیش از پیش ،بر جماعت اهل اندیشه چیره می شود و دیری نخواهد پایید که اندیشه و ارمان های روشنگری از راه نوشته های انان در میان عامه انتشار پیدا خواهد کرد."

طباطبایی .ص 246

برقراری جامعه ای از شهروندان ازاد و وظیفه جامعه ازاد

"انتشار اندیشه روشنگری گام نخست در راه برقراری جامعه ای از شهروندان ازاد است ،اما انگاه که شالوده ئ جامعه ای ازاد استوار شد ،باید،به نوبه خود،حامی ازادی اندیشه و اندیشیدن باشد.هر جامعه سیاسی که بر پایه ئ قراردادی بناشده باشد که مفاد ان قرار داد مانعی در راه این دو ازادی بنیادین ایجاد کند ،ان قرار داد از درجه اعتبار ساقط و کان لم یکن خواهد بود و به نظر کانت ،در صورتی که فرمانروایی حق ازادی مردم را رعایت نکند ،شهروندان حق خواهند داشت سر از چنبر اطاعت او بیرون کنند."

طباطبایی ص 247

"پیمانی که بشر را برای همیشه از دستیابی بر روشن نگری بیشتر باز دارد ،همانا باطل است و پوچ،حتی اگر بالاترین قدرت ها و شورای قانونگذاری و شکوهمندترین توافقنامه های صلح ،مهر تصویب بر ان زده باشند.هیچ دورانی نمی تواند با خود به این قصد هم داستان و هم سوگند شود که دوران بعد را در قیدی بگذارد که هرگز نتواند شناخن هایش را گسترش بخشد و از خطاها بپیراید و به طور کلی در شاهراه روشن نگری پیش رود."

طباطبایی ص 247

رفع حجر و نیل انسان به بلوغ

جنبش روشنگری ،چنانکه در نخستین عبارت رساله کانت امده خارج شدن فرد از وضع حجر ارادی است و کانت شرایط دوگانه اخلاقی -برای سیاسی و روحی -نهادی را برای رفع حجر و نیل انسان به بلوغ مطرح می کند.بحث اصلی کانت به تمیز میان اطاعت و خردورزی مربوط می شود ،زیر ا انسان تا به بلوغ نرسیده و اراده ازاد پیدا نکرده باشد ،باید از فرمان دیگری اطاعت کند و پیرو دستورهای او باشد ،اما انگاه که به بلوغ رسید ،باید خرد را در حوزه عمومی به کار گیرد و خود را از قید هر اقتداری ازاد کند.بذیهی است که ازادی ،نفی اطاعت از هر فرمانی نیست، بلکه ازادی نوع بشر زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که اطاعت توام با خردورزی باشد."

طباطبایی ص 247

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 18:41

صفحه بندی