خرید بک لینک

ما طرفدار کدام نظریه هستیم.:

1-اندیشه 1 ادامه اندیشه سنتی است.

2-نظریه دوم گسست است.

"در نظریه اول :مفاهیم اندیشه جدید ،صورت عرفی شده مفاهیم الهیات مسیحی و اندیشه سنتی است.به عبارت دیگر ،دوران جدید در تداوم دوران قدیم پیدا شده و اندیشه تجدد ادامه اندیشه سنتی است."طباطبایی ص 43

کارل اشمیت .کارل لویت از مدافعان این نظریه است.

"نظریه دوم ،که با نوعی نقادی از دیدگا ه نخست اغاز می شود ،نظریه گسست است.و در المان، فیلسوف معاصر ،هانس بلومنبرگ به بهترین وجههی از ان دفاع کرده است.او در کتابی ،با عنوان مشروعیت دوران جدید ،همه وجوه نظریه نخست را مورد بررسی و نقادی قرار داد و از این نظر دفاع کرد که دوران جدید و اندیشه تجدد را نمی توان به دوران پیش از ان فروکاست و در واقع ،در دوره هایی از تحول تاریخی ,گسست هایی در مضمون مفاهیم صورت گرفته است که نشان دادن زمان و مکان و نیز تبیین منطق ان گسس ت ها برای فهم سرشت دوران جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است."

ص 44

نسبت وضع کنونی اندیشه در ایران به اندیشه سنتی چگونه است.؟

در این مورد دیدگاه روشنفکری دینی جالب توجه است.از منظر طباطبایی این اندیشه اندیشه التقاطی است زیرا "روشنفکری دینی،در بهترین حالت ،^ترکیبی نسنجیده و نفهمیده از اندیشه سنتی -از شعر و عرفان گرفته تا صورت هایی از اندیشه سنتی از فقه و تفسیر و کلام تا شریعتمداری خلاف زمان غزالی و دیگران-و جدید ترین بحث های هر دوره ای است.،چنانکه به عنوان مثال ،علی شریعتی به دنبال تلفیقی میان اسلام و جامعه شناسی امثال گوروویچبود و عبد الکریم سروش به دنبال فلسفه علم کارل پوپر.البته نه شریعتی می دانست تالی های جامعه شناسی برای اسلام او چه می تواند باشد و نه به طریق اولی سروش می داند که با بسیاری از فیلسوفان سده بیستم می شد نویسنده کتاب های دانشگاه اسلامی بود،اما با پوپر نمی شد."

ص44

"روشنفکری دینی در ایران ،از این حیث که فاقد نظریه سنت است ،و در حالی که از محدوده تقلید مضاعف قدما و متاخرین نمی تواند فراتر برود ،تنها توانسته است توهم تدوین نظام اندیشه ای نو را ایجاد کند.تا زمانی که نسبت مبانی زهد ابوذر با سوسیالیسم ،جهانشمولی ارزش های غربی با تجدد ستیزی شیخ شهید ،شریعتمداری غزالی با لیبرالیسم پوپر روشن نشده باشد ،روشنفکری دینی راه بهئ جایی نخواهد برد."

ص47

تحول اندیشه در اروپا از مجرای گسست در تداوم صورت گرفت،در حالی که در ایران این تحول را باید با مفهوم تداوم در گسست توضیح داد.

ص45

سکولاریزاسیون

تنها صورت ممکن سکولاریزاسیون اسلامی -بویژه اسلام شیعی -به دنبال پیروزی جنبش مشروطه خواهی پدیدار شد....اسلام بر خلاف مسیحیت ،به طور اساسی ،دینی دینی شرعی -یعنی دینی مبتنی بر نظام حقوق موضوعه است.اگر چه مفهوم سکولاریزاسیون ،در تاریخ کلیسا مضمون حقوقی نیزپیدا کرد ،اما بدیهی است که کاربرد ان در مورد دینی که به طور اساسی شرعی است ،موجه به نظر نمی رسد.در مورد اسلام باید گفت که در واقع ،از زمانی که احکامشرع به نظام حقوقی مدونی تبدیل شد ،سکولاریزاسیون ان عملی شده است.در ایران ،این اتفاق با پیروزی جنبش مشروطه خواهی و شروع به کار مجلس برای تدوین قانون های جدید -بر پایه فقه شیعی -افتاد.از ان پس ،و با استوار شدن نهاد دادگستری جدید ،ایران ،اگر بتوان گفت ،کشوری سکولار بود.

کشوری جدید با نظام حقوقی و سیاسی غیر دینی که دیانت ان تنها شالوده اخلاق ان بود ،یعنی امری خصوصی.

در ایران اسلام ،در دوره مشروطیت ،دینی خصوصی و سکولار بود."

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲ و ساعت 13:13 |

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 14:47

صفحه بندی