خرید بک لینک
همانگونه كه در متن نوشته آن دوست ملحوظ است طباطبايى از مفهوم ايرانشهرى، روش انديشه ورزى هگلى و "شرايط امتناع" سخن گفته است كه البته هيچكدام هم ابتكار شخص وى نيستند. پيشتر از ايشان ديگران راجع به "انديشه" ايرانشهرى سخن گفتند، روش انديشه ورزى را هم كه از هگل قرض گرفته و ابتكار ايشان نيست، "شرايط امتناع" را هم از "امتناع تفكر در فرهنگ دينى" دوستدار گرفته و وقتى به مشكل بر مى خورد مى گويد آرامش دوستدار از "امتناع" سخن مى گويد و من از "شرايط امتناع". پس انديشه ورزى شخصى اش كجاست؟ مفاهيم ساخته شده ايشان از ارزشها و رويدادهاى فرهنگ پيش و پس از اسلام ما چيستند؟ ضمناً طباطبايى مى گويد ما بايد چيزهايى را وارد دستگاه سنت مان بكنيم، اين چيزها چه هستند؟

در سخن ایشان به مطلبی اشاره شده که در دانش نظری امری بدیهی است اینکه متفکری متاثر از اندیشمند دیگر یا سرآمدان پارادایم باشد موجب خدشه علمی یا تخفیف آن شخص نیست . اینکه فوکو خود را نیچه گرا میدانست یا پوپر که کانتی می اندیشید یا مارکسی که از قضا هگلی بود و دهها نفر از نوابغ دیگر که ملهم از آگاهی دیگران بودند از ارزش دستاوردهای فکری آنان چیزی نخواهد کاست.
در خصوص استفاده از مفاهیم طباطبایی معتقد است که مهم نیست چه کسی گفته باشد آخوندزاده یا آخوند خراسانی مهم این است که در کجا ودر چه شرایطی و با چه برداشتی عنوان شده باشد. بحث امتناع (کلمه امکان و امتناع از مفاهیم فلسفه اسلامی بوده اند وابداع دوستدار نیست) با خوانش دوستدار که صرفا فرهنگی است و کل فرهنگ چند هزارساله را مدنظر داردومرده میداندو درنهایت به مسئله پرسش براساس رویکرد هایدگر میرسد و میگوید که برای این بهایم الهی راه مطلقا مسدوداست وراه پس وپیش ندارد از پایه بااو متفاوت است.کسی که سنت سه هزار ساله را تیرگی میداند ومی خواهد بشکند ودفن کند با کسی که جدید را درقدیم میجوید فهمش از امکان و امتناع نیز متمایزاست.
طباطبایی با ترکیب دو مفهوم تجدد وانحطاط (که بارها منظورش از آنها را توضیح داده) به این مطلب اساسی میرسد که چه شرایطی منجر به تصلب سنت و امنتاع اندیشه شده و برای خروج از آن چه باید کرد؟ طرح این دو بدون دیگری بی فایده خواهد بود لذا باید سیستمی از مفاهیم فلسفی طراحی کرد تا مشکل ایران به عنوان یک موضوع علمی توضیح پیدا کند. کار طباطبایی نسخه پیچدیدن مانند دیکران نیست بلکه درپی شناخت نسبت ما با دنیای جدیدی است که پیرامون ما ساخته شده .
در غیر اینصورت مفاهیمی که از قبلتر چون غربزدگی . بازگشت به خویش و کلنگستانی و دین خویی و... بدلیل ماهیت ایدئولوژیکشان اگر باری زیاد نکرده باشند به جایی هم راه پیدا نکرده اند.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ و ساعت 13:17 |

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 16:02

صفحه بندی