
مقایسه پروتستانتیسم اسلامی در اندیشه اخوند زاده و علی شریعتیاین مقایسه را در چهار محور کلان انجام می دهیم1. زمینه نظری و فکری2. نسبت دین با عقل و تجدد3. نسبت دین با روحانیت4. راه حل های پیشنهادی برای اصلاح دینی۱. زمینه نظری و فکریشباهت هاهر دو متفکر در بستر تاریخی ای ظاهر شدند که بحران مآغازیت دین سنتی و فروپاشی نظم سنتی در برابرمدرنیته محسوس بودهر دو تحت تأثیر تحولات غرب و تجربه پروتستانتیسم مسیحی بودند، به خصوصدر قیاس آن با نقشدین درجهان اسلامهردو روشنفکر اصلاح طلب به دنبال بازسازی اندیشه دینی...
ادامه مطلب
ما طرفدار کدام نظریه هستیم.:1-اندیشه تجدد ادامه اندیشه سنتی است.2-نظریه دوم گسست است."در نظریه اول :مفاهیم اندیشه جدید ،صورت عرفی شده مفاهیم الهیات مسیحی و اندیشه سنتی است.به عبارت دیگر ،دوران جدید در تداوم دوران قدیم پیدا شده و اندیشه تجدد ادامه اندیشه سنتی است."طباطبایی ص 43کارل اشمیت .کارل لویت از مدافعان این نظریه است."نظریه دوم ،که با نوعی نقادی از دیدگا ه نخست اغاز می شود ،نظریه گسست است.و در المان، فیلسوف معاصر ،هانس بلومنبرگ به بهترین وجههی از ان دفاع کرده است.او در کتابی ،با عنوان مشروعیت دوران جدید ،همه وجوه نظریه نخست را مورد بررسی و نقادی قرار داد و از این نظر دفاع کرد که دوران جدید و اندیشه تجدد را نمی توان به دوران پیش از ان فروکاست و در واقع ،در دوره هایی از تحول تاریخی ,گسست...
ادامه مطلب
در مبانی نظری سنت چه تحولی صورت گرفت.؟تجدد سده شانزدهمهانری هوزر فرانسوی ، این سده را خاستگاه راستین تجدد خوانده و از تجدد سده شانزدهم سخن گفته اند.بیکن"با نقادی بت ها به عنوان موانع شناخت درست ،برخی از وجوه بیراهه های تعلیمات قدما را مورد نقادی قرار داد.دانش موانعی بر سر راه خود دارد که بیکن ان ها را بیماری های شناخت می نامد و نخستین ان مطالعه زبان های باستانی و لغت بازی برخی از نمایندگان جنبش نوزایش بود...واژگان تنها تصویرهایی از واقعیت اند ،افتادن در دام محبت واژگان ،اگر حیات عقل و اکتشاف در ان ها نباشد ،جز عشق به تصویری خالی نیست."دومین بیماری دانش از بیماری نخست بدتر است،زیرا اگر جوهر اشیاء بر زیبایی ظاهری واژگان برتری دارد ،موضوعات پوک و بی حاصل از واژگان پوچ بدترند.بیکنبهگفتهایازپولس...
ادامه مطلب
جنبش اومانیستیاراسموس و کوزانوس جنبش اومانیستی به راه انداختند.و لوتر به دنبال اصلاح دینی بود.لوتر لکه گناه اولیه انسان ،باعمل به خیر،ازدامن او پاک نخواهد شد ،به عنوان مانعی بر سر فلاح او باقی خواهد ماند و تنها لطف الهی و مشیت تغییر ناپذیر او می تواند موجب رستگاری شود.لوتر و دیدگاه های سنت ستیزپیش از ان که لوتر بر پاپ شورش کند مناسبات حسنه ای میان لوتر و اراسموس برقرار بود و مسائلی مثل "برتری نص کتاب مقدس نسبت به سنت الهیات کلیسایی ،گسست از حکمت مدرسی و میل به دیانتی پالوده از ظواهر مناسک و تشریفات چونان حلقه واسطی انان را به یکدیگر پیوند می داد ."طباطبایی ص 195در بیانیه های اصلاح دینی ،سی رساله اهمیت بیشتری داردرساله نخست ، نوشته ای با عنوان در باره اسارت بابلی کلیساست که به سال 1520 تحریر ...
ادامه مطلب
روشنفکر نمی تواند حافظ سنت و بنا نیست حافظ سنت باشد. اگر عکسش باشد نمی توان به چنین فردی روشنفکر اطلاق کرد. + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۱ و ساعت 14:19 | بخوانید...
ادامه مطلب
سنت و تجددسنت :"سنت که فقط فکر نیست.خلقیات بخش مهمی از سنت را تشکیل می دهد....تجدد و سنت فقط مربوط به حوزه تفکر نمی شود.این هر دو در اداب و و نحوه رفتار هم رخنه می کند.علت اینکه اینقدر تناقضات در زندگی امروزی وجود دارد ان است که گاهی خلقیات ما با افکارمان نمی خواند."(سنت به وقت مدرن .شهروند امروز .سال دوم .شماره 35.شماره پیاپی 66.بهمن 1386.ص 101)منظور سنت گرایان از سنت چیست.؟چه تفاوتی با بنیاد گرایان دارند.؟از نظر شایگان "با گذشت قرون متمادی لایه های فرهنگ و تمدن مانند هرمی روی گوهر اولیه سنت قرار گرفته اند و کلیت سنت را شکل داده اند. منظور سنت گرایان هم از سنت لایه های تلطیف شده و بر هم انباشته است.اما بنیاد گرایان می خواهند این لایه ها را کنار بزنند تا به هسته برسند و این هسته ظاهری و قشر...
ادامه مطلب
سلام مقاله ضمیمه را مطالعه کردم.از اشتراک و مشورت خواهی جنابعالی در مباحث فکری عمیقا سپاسگزارم. برای ارتقای کیفی مقاله دیدگاه شخصی ام را به شرح زیر به عرض می رسانم... 1-مقاله دارای جملات و عبارات درخشانی است و نشان می دهد که محقق هرچند بصورت شتاب الود و غیر حرفه ای منابعی از سه متفکر مورد بحث این مقاله ملاحظه کرده است که در نوع خود ارزشمند می باشد. 2-بهتر این بود که نگارنده گرامی مساله پژوهی می ک...
ادامه مطلب
ملاحظات موضوع به صورت عام چالش سنت و مدرنیته در ایران بر اساس دیدگاه سه تن از اندیشمندان انتخاب شده است اما سوال و دغدغه اصلی پژوهش به صورت مشخص طرح نشده است . آنچه در مورد آرا و اندیشه های سروش ، داوری و طباطبایی آمده است به اعتقاد من بیشتر توصیف و بیان عقاید ایشان بدون عنصر نقد و نظر از سوی نویسنده است یا اگر هم نقدی مطرح شده از سوینویسندگان و محققان دیگر است ونویسنده مقاله قلم فروهشته و دیدگاههای منتقدانه خود را راجه به آرا متفکران مذکورارایه نداده است این در حالی است که عقاید ایشان در حوزه های مختلف قابل نقد استکما اینکه در حواشی به برخی نکات قابل نقد اندیشه های این اندیشه گران اشاره ک...
ادامه مطلب